تبلیغات
koreanstar - sun school-part4
Just korea

sun school-part4

شنبه 1393/01/30 06:15 ب.ظ

نویسنده : pardis
ارسال شده در: داستان Sun school ، KARA ، sistar ، FX ، C.N.Blue ، shinee ، SS501 ، 2pm ، snsd ، suju ،
سلام دوستان اگه توی پست ها نگاه کنید می بینید که من یه داستان رو تا قسمت سومش رو گذاشتم ولی متاسفانه وقت نداشتم که براتون بقیه اش بذارم .اگه تا حالا نخوندیدش که میتونید توی موضوعات sun school رو پیدا کنید و از اول بخونید و اگه قبلا خوندید ولی فراموش کردید خب بازم برید پارت 3 رو بخونید تا یادتون بیاد چون الان زیاد فرصت ندارم که براتون خلاصه اش رو بذارم و چون داستان من هر قسمتش به بعدی ربط داره و یک موضوعه پس خواهشا اگه میخواید بخونید از اول بخونید .و لطفا در گذاشتن کامنت سخاوتمند باشید

آپلود سنتر|آپلود|آپلود رایگان|آپلود عکس|آپلود فیلم|آپلود فایل|آپلود تک | uploadtak.ir"

ادامه مطلب منتظر شماست ...پیش به سوی پارت4......<a href=
مون چه وون:هی شما بچه ها اونجا دارید چیکار میکنید؟!
یونا  که خیلی ترسیده بود گفت: هیچ...هیچی ...چیز...چیزی نیست ...
 چه وون با نگاهش بهشون گفت خر خودتونید (ببخشید دوستان از الفاظ بد استفاده کردم به  بزرگی خودتون ببخشید)
درکل قضیه یه جوری جمع شد و خانوم مون چه وون شروع به حرف زدن کرد.
خانوم مون:آشنایی و شروع خوبی نداشتیم من یکم نظرم نسبت به کلاستون از همون اول بد شد ولی...خب حالا بگذریم .من مون چه وون هستم معلم ادبیات و زبان تون .امیدوارم به خوبی بتونیم باهم کنار بیایم .
جونگ مین به ایون هیوک میگه:اه اینم که تیکه باحالی نیست .
ایون هیوک که خیلی شیفته معلم مون شده بود با نیش باز میگه:جونگ مین چجوری دلت میاد به این فرشته با این صورت قشنگ این طوری بگی؟!(عق تو بی احساس باشی بهتره به جون مادربزرگ جدم)
خب حالا بریم سراغ یونا جوووووون پر سروصدا.
زنگ تفریح...
دونگ هه میره پیشه سی وون و میگه:سی وون لطفا از خر شیطون بیا پایین جدا تقصیر تو بوده به خاطر یه عذرخواهی ساده نذار دوباره پات به دفتر کشیده بشه امسال رو هم مثل پارسال نکن به حرف من گوش کن و برو برای دختره (یونا)یه لباس بگیر و ازش عذرخواهی کن.
سی وو ن:حتمااااااا بروبابا .همینم مونده برم از این دخره لوس از خود راضی ...عذرخواهی کنم!!!!
تو تمام این مدت کریستال جان که اصلااااااااا قصدش فوضولی نبود ...کاملا دقت کنید اصلاااااااا فوضول نبود و کاملااااااااااا اتفاقیییییی اینارو میشنوه و چون به خون سی وون تشنه اس میره میزاره کف دست چپ یونا (یعنی بهش میگه)
یونا:واقعا راست میگی اونی کریستال؟!!!!!این پسره سی وون دگه داره اعصابمو خورد خاکشیر میکنه .اه اه .
کریستال:دقیقا منم ازش متنفرم اون عادتشه که اینجوری حال دخترا رو بگیره مثلا فکر میکنه خیلی باحاله و با این کار میتونه دخترا رو شیفته خودش کنه .
یونا:هع...آخه کدوم .......عاشق این بت زشت میشه ؟!!!
کریستال:همینو بگو ...خب بیا حالشو بگیریم آخه من از پارسال ازش کینه دارم ...
یونا هم که دید دو نفر بهتر از یک نفره فبول کرد و گفت باشه قبول.
ایون هیوک که حرف آخر یونا رو شنید گفت:میخواید حال کی رو بگیرید؟!به منم بگید شاید کمکتون کردم.
یونا:نه ما به کمک تو نیازی نداریم ما خودمون از پس کارامون بر میایم
ایون هیوک:هه شما دخترای ریزه پیزه میخواید حال یکی رو بگیرید ؟حالا میخواید حال کی رو بگیرید؟
یونا بهش برخورده بود چون اصلا دوس نداشت کسی اونو کوچیک و ضعیف بدونه یهو آمپر چسبوند و گفت:هی تو خودت خیلی مثلا بزرگی؟بیچاره تو فقط هیکل گنده کردی ولی مغزت متاسفانه پوچ پوچه .
ایون هیوک که خوشش اومده بود از این که یونا تو روش وایستاده گفت: بله بله صحیح می فرمایید مادمازل .حالا می فرمایید اون شخص خوشبخت که این افتخار نصیبش شده که شما حالش رو بگیرید کیه؟
یونا هم که با حرفای ایون اندکی خر شده بود گفت :اه سی وون دگه.
ایون هیوک:آها اون بت رو میگی آره منم پایه ام حالشو بگیریم.
یونا :نه ممنون ما نیازی به تو نداریم .
ایون هیوک:مطمئنید؟
یونا و کریستال باهم گفتن:بله .
ایون هیوک :"شرط میبندم که نمیتونید .
یونا:باشه اصلا بیا شرط بندی کنیم.
ایون هیوک:باشه بیا هر دومون جداگانه اینکارو بکنیم .اونی که زودتر تونست کاری کنه که سی وون جلوش زانو بزنه برنده اس و اون یکی باید همیشه به حرف اون یکی گوش بده و  دستوراتشو انجام بده یعنی همون پادو خودمون.
یونا با اعتماد به نفس کامل گفت:باش قبول.
که ای کاش هیچ وقت شرط بندی نمیکردن چون نتیجه این بازی برای هر دو باختنه ... یه باخت سنگین و ابدی...


خب دیگه دوستان دلم میخواست الان ادامشو میذاشتم ولی فردا امتحان دارم فردا اگه تونستم براتون میذارم و اگه مشکلی توی تایپ بود دگه شرمنده آخه زیاد وقت نداشتم ... کامنت یادتون نره ...بای بای
بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 1393/01/30 07:11 ب.ظ